عدم مسئوليت کيفري کودک در اسلام
در اسلام طبق نظر مشهور در مورد مسئوليت کيفري کودکان، کودک
فاقد مسئوليت کيفري مي باشد و اگر مرتکب جرم جزايي شود مجازات کيفري نمي بيند.
مقصود از جرم جزايي هر فعل يا ترک فعلي است که قانون صريحا و منحصرا آن را تعريف
مي کند و مقيد به ضمانت اجراي کيفري است و تحقق آن منوط به سرپيچي و تخلف از حکم قانون است مجازاتي که براي کودک در اين
مورد در نظر گرفته مي شود جنبه تاديبي دارد.
تبصره يک قانون 49 مجازات اسلامي مقرر شده است: منظور از طفل
کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد.
به عنوان مثال در کتاب شرائع الاسلام آمده که: فلو
سرق الطفل لم يحدّ و يودّب و لوتکررت سرقته.در مبحث بعدي به طور مفصل روايات صريح در اين زمينه را بيان مي داريم.
عدم مسئوليت کيفري کودک در روايات
عدم مسئوليت کيفري کودک در روايات متعددي مورد تاکيد قرار
گرفته است؛ براي مثال حضرت پيامبر (ص) مي فرمايد: "رفع القلم عن الثلاثه
عن الصبي حتي يحتلم و عن المجنون حتي يفيق و عن النائم حتي يستقيظ"
"عمد الصبي و خطاه واحد"عمد و سهو کودک يکسان است.
در مورد نوع برخورد با صغير مميزي که مرتکب دزدي مي شود،
عقيده مشهور فقها آن است که وي تاديب مي شود هر چند دزدي او تکرار شود؛ ليکن برخي
فقها از جمله شيخ طوسي در نهايه فرموده اسات: "در دفعه اول عفو مي
شود، در دفعه دوم تاديب مي شود در دفعه سوم سر انگشتان او را مي سايند يا خراش مي
دهند تا خون آلود شود در بار چهارم سر انگشتانش را قطع مي کنند و پنجمين بار حد
قطع بر او جاري مي گردد."
به نظر مي رسد مستند فتواي شيخ (ره) روايات صحيحه متعددي است
که در اين باب وارد شده است. از جمله خبر
صحيح عبدالله بن سنان است که مي گويد:
"سالت ابا عبدالله عن الصبي يسرق؟ قال: يعفي عنه مره
او مرتين و يعزر في الثالثه فان عاد قطعت اطراف اصابعه فان عاد قطع اسفل ذلک." از امام صادق (ع) درباره کودکي
که دزدي مي کند پرسيدم. فرمود: در بار اول يا بار دوم بخشيده مي شود در بار سوم
تعزير مي شود در صورت تکرار نوک انگشتانش را خراش مي دهند و در پنجمين بار حد قطع
جاري مي گردد.
خبر صحيح ديگر حلبي از امام صادق (ع):
"قال اذا سرق الصبي عفي عنه فان عاد عزر فان عاد قطع
اطراف الاصابع فان عاد قطع اسفل من ذلک" ، فرمود: وقتي کودک دزدي کند
بخشيده مي شود اگر تکرار کرد تعزير مي شود و اگر مجددا مرتکب شد نوک انگشتانش خراش
داده مي شود، و در صورت تکرار دوباره حد قطع جاري مي گردد.
اگرچه مستند فتواي
شيخ روايات صحيح است که متواترا نقل گرديده و عده اي ديگر از فقها مانند ابن
براج و علامه حلي (ره) با ايشان موافقت فرموده اند و قائل به اجراي حد
براي طفل در مرتبه پنجم شده اند، اما مشهور فقها اين نظر را قبول نداشته و
معتقدند طفل سارق فقط تاديب و تعزير مي شود و مجازات حد قطع ندارد.
امام راحل (ره) در بخش في شرائطحد السارق، مسئله 1 مي
فرمايد: "اشبه به قواعد آن است که در سرقت کودک و لو متکررا جز تعزير و
تاديب نيست."
فيض، عليرضا، مقارنه و
تطبيق در حقوق جزاي عمومي، ص 48.[1]
حلي، ابوالقاسم نجم
الدينابي جعفر بن حسن، معروف به محقق حلي، شرائع الاسلام، ج4، ص 172.[2]
شيخ محمد حر عاملي، وسائل
الشيعه، ج1، ص32، حديث511، کتابفروشي اسلاميه، تهران، 1367هـ.ش.[3]
آيه الله خوئي، تکمله
المنهاج، ج2، ص75، چاپ نجف اشرف، 1976.م.[4]
شيخ محمد حر عاملي، وسائل
الشيعه، ج18، ص 522، کتابفروشي اسلاميه، تهران، 1367هـ.ش.[5]
امام خميني، تحريرالوسيله،
ج2، ص482،[6]
احمدي موحد، اصغر، سرقت
هاي حدي و تعزيري در حقوق ايران، ص38، دانشگاه شهيد مطهري.[7]